محیاپرنسس مامی وبابامحیاپرنسس مامی وبابا، تا این لحظه: 12 سال و 6 ماه و 8 روز سن داره
آشیونه پر از عشقمونآشیونه پر از عشقمون، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

فاطمه محیا

سلاااااااااااااااام

1393/7/17 17:32
نویسنده : زهرا
1,288 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به محیانازم و همه دوست جونیاااااااااااااا

من و دخملی حالمون خوبه....ایشالا شماهم خوب باشید اندراحوالات این چندوقت بگم که جوجه کوچولوم حسابی شیطون شده و یه لحظه رو زمین بند نمیشه......مدام باید بغلم باشه یا توی روروئک........وقتیم میذارمش با وسیله هاش بازی کنه تا از دستش میفته شروع میکنه به گریه 

درس و دانشگاهم شروع شده و باید به درسام برسم واسه همین خانوم کوچولو رو پیش مامان جونی میذارم و میرم دانشگاه خیلی دلم برا محیانازم تنگ میشه........اصلا تحمل ندیدنشو ندارم ولی چیکارکنم که مجبورم.........

محیاجونم ببخشید دخترم که تنهات میذارم

هوررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااا گل دخملم بزرگ شد و رفت تو 7ماه........... خداجونم شکرت بخاطر این هدیه خوب

دخترم  امروز واکسن پایان6ماهگیت رو زدی و من برات بمیرم که انقدر گریه کردی ولی همش بخاطر خودته دخترم......... وقتی خانومه داشت واکسنتو میزد گریه میکردی و با چشمای نازت که دونه های مروارید داشت ازشون میبارید منو نگاه میکردی......دلم خیلی گرفت.......وسط گریه هات هم > ما ما < میگفتی و صدام میکردی..........الهی که خودم قربون اشکات بشم دخترم قد و وزنتم خداروشکر خوب بود.......قدت 66 و وزنت هم 6900.............

دخترگلم داره با حلقه هاش بازی میکنه.......

الهی قربونت برم که  مشغول باری با مامان جونتی......

عشق مامان خسته شده..........

پسندها (2)

نظرات (16)

مامان کیانا و صدرا
17 مهر 93 18:16
سلام زهرایی کامنتهای من به دستت رسید؟؟دو روز پیش زدم کاملا محرمانه
زهرا
پاسخ
اره عزیزم رسید.........
مامان کیانا و صدرا
17 مهر 93 18:17
وای نگی که نرسیده چون خیلی زیاد نوشته بودم
زهرا
پاسخ
ممنون که برام وقت گذاشتی
مامان کیانا و صدرا
17 مهر 93 18:18
محیا جونم هفت ماهگیت مبارکایشا...همیشه سالم و سلامت و خوشحال باشی
زهرا
پاسخ
مررررررسی.........همچنین جیگیلی های شما
مامان کیانا و صدرا
17 مهر 93 18:38
سلام دوباره.خصوصی دارین خانم محترم
زهرا
پاسخ
بازم مرسی
ღஜ تـرنـــــــم بـــاران ღஜ
18 مهر 93 8:48
رطرف شد رفت عزيزم... آره بخدا مردم عادت دارن دخالت كنن دست خودشون نيست،خدا رو شكر كه مسئله اتون حل شد، بازم كمكي لازرم بود درخدمتتم عزيزم... آجي عكس بگير از كوكوهات برا مام نشون بده
زهرا
پاسخ
عکس یادم رفت بگیرم......ولی خوب شده بود
مامان ریحان
18 مهر 93 12:44
وای کلی نوشتم ارسال نشد خدارو شکر که حال مادر دختری خوبه، آخی عزیزم محیایی واکسن درد داره اما برات خوبه دخترخوب ان شالله همیشه سلامت باشید
زهرا
پاسخ
مرسی خاله جون.......ایشالا دخملیت بسلامتی دنیا بیاد و با هم دوست بشیم
رضوان
18 مهر 93 23:13
وای وای ماشاا... به ناز دخملی...
زهرا
پاسخ
sahar
19 مهر 93 0:19
ﺍﻟﻬﯽ ﺑﻤﯿﺮﻡ ﺑﺮﺍ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮﻫﺎ ﺑﺎﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩ ﻭﺍﮐﺴﻦ،ﺟﺎﻟﺒﻪ ﻣﺎﺩﺯﺷﻮﻫﺮ ﻣﻦ ﻫﻤﺶ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺑﭽﻪ ﺍﻭﻝ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺎﺑﺎ،ﻭﻟﯽ ﺁﺩﺭﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺘﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺎ ﻣﯿﮕﻪ
زهرا
پاسخ
محیا هم اول ماما گفت.....تازگیا هم وقتی اذیتش میکنم جیغ میزنه و میگه<با>.....البته هنوز کامل بابا نمیگه.....وااااااااااااای که چه عشقی میکنم وقتی میگه >ماما<
زهرا
19 مهر 93 13:24
وای که چقدر این گل دختری نازه ماشاالله 7 ماهگیت مبارک عزیزم خوش به حال من که درس و دانشگاهم تموم شد و دیگه واسه ارشد هم نرفتم سراغش واقعا با بچه در خوندن سخته چی میکشی تازه الان که اولش و ترم شروع شده موقع امتحان ها میخوای چی کار کنی؟؟؟؟راستی چه رشته ای میخونی؟؟؟؟؟
زهرا
پاسخ
sahar
19 مهر 93 13:51
ﻓﺪﺍﺵ ﺷﻢ،ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮔﻠﻢ،ﻣﯿﻬﻦ ﺑﻼﮒ ﺧﺮﻩ،ﺁﻧﺪﺭﻻﯾﻦ ﺭﻭ ﺗﻮ ﺍﺩﺭﺱ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﮑﺮﺩ ﻣﻨﻢ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﺧﻂ ﺗﯿﺮﻩ ﺑﺬﺍﺭﻡ،ﻣﯿﻬﻦ ﺑﻼﮒ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﺑﻤﻮ ﻋﻮﺽ ﮐﻨﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻧﯿﻨﯽ ﻭﺑﻼﮒ ﺭﺍﺿﯽ ﻫﺴﺘﯽ??
زهرا
پاسخ
میام وبت
زهرا
19 مهر 93 14:14
ای جونمممممم محیای خالهههه انشاالله خوش باشید با هم منم واسه دیدن دخملیم لحظه شماری میکنم بوووووووووووووووس محیا جونم
زهرا
پاسخ
مرسی گلم.......ایشالا دخملی تو هم بسلامتی دنیا بیاد و مشغولت کنه..........حسابی از بارداری و تکوناش لذت ببر من که خیلی دلتنگ اون موقعم....
ღஜ تـرنـــــــم بـــاران ღஜ
20 مهر 93 9:40
سلام زهرا جونم چند شب پيش ميخاستم برا اين پستت نظر بذارم كه شوشوجان اومدو نتونستم، از اين بابت شرمنده ام عزيزم... وااااااااااااااي خدايا عكساي محيا جونو ، آدم ميخاد بياد بخوووووووردش چقدر اين دخملي نازه ماشالله... آجي چند واحدت مونده درست تموم شده ، بابا درسو بيخيال شو محيا رو بچسب، هيفه اين دخمل خوشگل نيست تنها بمونه تو بري دانشگاه؟
زهرا
پاسخ
دشمنت شرمنده عزیزم........ چشمات قشنگ میبینه... 3ترم دیگه دارم......یعنی 55 واحدم مونده درسته محیا مهمتره ولی درس خوندنم از اولویتهای زندگیمه نمیتونم بیخیالش بشم
زهرا
20 مهر 93 11:47
راستی از من کوچیکتری من سال 89 وارد دانشگاه شدم وسال 91 عقد کردم
زهرا
پاسخ
نگار
22 مهر 93 16:29
عزیزم ممنون که به من سر میزنی... خدا انشالله پشت و پناه خودت و دختر نازت باشه.... انشالله توی درس و مشق هم موفق باشی. من که قبل دفاعم حسابی از فرشته ام انرژی می گرفتم. و ازش میخواستم برام دعا کنه... خوش باشی....
زهرا
پاسخ
خواهش میکنم گلم...... مرسی.....همچنین واسه شما..... منم حسابی ازش انرژی میگیرم بعضی وقتا وقتی به این فکرمیکنم قراره 2روز دیگه که دخترم بزرگ شد بگه مامانم مهندسه خیلی خوشحال میشم..... ایشالا همیشه موفق باشی
مامان ریحان
22 مهر 93 22:04
بفرما خصوصی
زهرا
پاسخ
زاهارا
23 مهر 93 10:09
زهرا
پاسخ